عشق
در بلندای زمان غصه ی ما اول شد از تو و غیر چه پنهان دل ما پرپر شد خواب دیدیم که مارا لب مستانه دهند نسب این دل دیوانه به پروانه دهند چه بسا خواب بدیدیم و ندیدیم ز عشق به کسی جز نی و نیرنگ جزایی بدهند دار دنیا تو مرا بس بودی کار دنیا تو چه نا کس بودی من برایت علفی هرز و تو اما از من نو گلی تازه و نارس بودی با تو از عشق چه گویم که در این وادیه پست تو همانا که همان لقمه ی هر کس بودي
|