
حقیقت همیشه تلخه
یه روزی میری از اینجا
من می مونم و یه فریاد
زیر بارون تک و تنها
خوب می دونم که دل تو
بی قرار دل ما نیس
واسه این دلِ شکسته
تو دلت یه ذره جا نیس
دیگه دلواپس ُگلها
نمی شینی تا بهار شه
دیگه تو دلت نمی خواد
دل من یه بی قرار شه
منو جای زاری هر شب
توی قاب خیس گریه
بی تو این عاشق خسته
نداره حتی یه سایه
خوب می دونم دیگه نیستم
واسه تو مثل قدیما
دارم از غمت می سوزم
توی این غربت و سرما
حقیقت همیشه تلخه
تو دیگه منو نمی خوای
یه روزی میری از اینجا
دیگه پیش من نمی یای.
* * *
میکشم نفس هنوزم
میتپه قلب شکستم
میگیره بازم بهونه
این صدای پیر و خستم
میگه آواز پرنده
دیگه خوشترین صدا نیست
شبا زیر نور مهتاب
ردپایی از وفا نیست
دیگه آروم نمیگیرم
توی شبای بی ستاره
بعد تو تنهای تنهام
دل من بی کس و کاره
مونده از تو یادگاری
تکه عکسی پاره پاره
زیر ویرونی عشقی
که پر از گردو غباره