تبليغاتX
باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم


باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

بیماری دل

به عیادت صمیمیّت
در بیمارستان دل رفتم
بر روی در نوشته بود

خطر مرگ!
مبتلا به میکروب غربت

از پشت شیشه نگاهش کردم
چه لاغر شده بود و چه نحیف می نمود
دانستم که روز وداع نزدیک است

مُشتهایش را باز نمود
کف دستش
قطره های اشکم بود
که روزی به او بخشیدم

به چشمهایم دست کشیدم
خشک بودند

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

غریبه

 دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
بر روی من دری ز بهشت خدا گشود
اما چه میکنی
دل را که در بهشت خدا هم غریب بود

 

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

ای کاش



ایکاش  که این ابر که مهمان شده در شهر
تا شهر تو رقصنده و طناز بیاید
هر گاه که تو خیره شوی بر دل این ابر
باران وفاداری من بر تو ببارد
*
ای کاش دوباره برسد لحظه دیدار
ویرانه شود این همه آشفتگی و درد
ای کاش که تو در وسط راه
فریاد نمی زدی که برگرد

 

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to sahilgherib.Blogfa.com / Theme by:

Bahar-20

كد پرواز پرندگان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس