تبليغاتX
باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم


باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

گفتگو

love

گفتم که نداری تو نداری خبر از من
من مردم از این حسرت و غم ،بی خبر از من
گفتی که چرا با خبرم از تو و عشقت
اما چه نبردیست میان من و قسمت
*
گفتی که منم سرخ ترین رنگ غروبم
گفتم که منم زردترین فصل خزانم
*
گفتی که منم روز و شبم تیره و تار است
گفتم که هزار شعله دارم به نهانم
*
گفتی که منم ریزش یک موج سکوتم
گفتم که منم بارش یک ابر بهارم
*
گفتی که منم منتظر روز وصالم
گفتم که منم در تب و تابم
*
گفتی که منم حسرت دیدار تو دارم
گفتم که منم فکر رسیدن به تو دارم
*
گفتی که شراریست به جانت ز غم من
گفتم که منم خواهش دستان تو دارم
*
گفتی که شراب است فقط مایه تسکین
گفتم که منم مستی پنهان تو دارم
*
گفتی که نسیم است تو را همدم و همراز
گفتم که به جز اینه همراز ندارم
*
گفتی که پرنده ات اسیر است به دامم
گفتم که دگر من پر پرواز ندارم
*
گفتی که سکوت است چو قفلی به لب تو
گفتم که دگر میل به آواز ندارم
*

گفتی و شکست بغضت آخر...
گفتم که دگر طاقت این لحظه ندارم
*
گفتی که نداری تو نداری خبر از من
من مردم از این حسرت و غم ، بی خبر از من
*
گفتم که چرا با خبرم از تو و عشقت!
اما چه نبردیست میان من و قسمت؟

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

وداع

من امشب تا سحر بیدار می مانم
دلم دریای طوفانیست
نگاهم می شکافد آسمانها را
و جایت پیش من خالیست!
*
به زیر شاخه ی تنها درخت خود
لباس سبز می پوشم
و با یادت سرودی تلخ می خوانم
و چای تلخ می نوشم
*
من امشب مشت می کوبم
به دیواری که دلگیر است
خودم هم خوب می دانم
برای آرزو دیر است!
*
من امشب داد خواهم زد
دلم لبریز فریاد است
به روی خاطرات بد
صدای زوزه ی باد است
*
برو با خود ببر دیگر
از این جا ردّ پایت را
به آتش می کشم امشب
تمام نامه هایت را...
*
صدایم باز می لرزد
من امشب باز هم مستم
تو گفتی هر کجا باشی
من اما در دلت هستم
*
ولی پایان گرفت امشب
سقوط و گریه و ناله
کنار پنجره ، دیگر
نه گلدانی ، نه آلاله
*

همان بهتر که من امشب
ندیدم اشک چشمانت
زدم یک بوسه بر عکست
خدا یار و نگهدارت

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to sahilgherib.Blogfa.com / Theme by:

Bahar-20

كد پرواز پرندگان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس