|
وقتي كه در نشاط جهان ، تاب ميخورد چشم تو ، مژده اي است از آينده چشم تو ، لانه اي است براي ستاره ها چشم تو ، پاسخي است به لبخند سرنوشت آه اي هميشه دورتر از خورشيد در من طلوع كن در من چنان بتاب كه آيينه ام كني در من چنان بتاب كه آب روان شوم تا ناگهان تو دست بلورين خويش را در جستجوي پاره سنگي به شكل دل از آستين برآري و در سينه ام كني
|