تبليغاتX
باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم


باز گفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

ببخشا

  

ببخشا گر که گفتم بی وفایی
گله کردم چرا پیشم نیایی
ویا تکرار کردم که کجایی !
*
حقیقت را خدا می داندو بس
تو هم مانند من تنها و بی کس
*
دلی روشن تر از آیینه داری
تو هم عاشق
ولی مانند من دریک حصاری

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

آه آتشناك

 چون شمع نيمه جان به هواي تو سوختيم
با گريه ساختيم و به پاي توسوختيم
اشكي كه ريختيم به ياد تو ريختيم
عمري كه سوختيم براي تو سوختيم
پروانه سوخت يك شب و آسود جان او
ما عمر ها ز داغ جفاي تو سوختيم
ديشب كه يار انجمن افروز غير بود
اي شمع تا سپيده به جاي تو سوختيم
كوتاه كن حكايت شبهاي غم رهي
كز برق آه و سوز نواي تو سوختيم

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

flock 4

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

آه شبانه

دست به دست مدعي شانه به شانه مي روي
 آه كه با رقيب من جانب خانه مي روي
 بي خبر از كنار من اي نفس سپيده دم
گرم تر از شراره آه شبانه مي روي
من به زبان اشك خود مي دهمت سلام و تو
 بر سر آتش دلم همچو زبانه مي روي
در نگه نياز من موج اميد ها تويي
 وه كه چه مست و به يخبر سوي كرانه مي روي
گردش جام چشم تو هيچ به كام ما نشد
 تا به مراد مدعي همچو زمانه مي روي
 حال كه داستان من بهر تو شد فسانه اي
باز بگو به خواب خوش با چه فسانه مي روي؟
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

3 flock

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

سبوي شكسته

شعله ي آتش عشقم منگر بر رخ زردم
همه اشكم همه آهم همه سوزم همه دردم
 چون سبويي كه شكسته ست و رخ چشمه نبيند
كو اميدي كه دگرباره همآغوش تو گردم
لاله صبح بهارم كه درين دامن صحرا
 آتش داغ گلي شعله كشد از دم سردم
كس ندانست كه چون زخم جگر سوز نهاني
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نكردم
جلوه ي صبح جواني به همه عمر نديدم
 با خزان زاده ام آري گل زردم گل زردم 
 
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

flock 2

Rose 'New Dawn' Antique Climbing Rose
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

آواز بيگانه

اينجا دگر بيگانه اي
 آواز مي خواند
گاهي كه گاهي نيست
 خاموش مي ماند
 و باز مي خواند
 او مي سرايد
 در حضور شب
به رنگ جويبار باغ
خونبرگ گل ها را
كه مي بالند فردا
 از شهادتگاه عاشق ها
او مي سرايد
 در تمام روز چون من
غربت يك قدس مهجور الاهي را
 در روشنا برگ شقايق ها
او مي ستايد عشق را
 در روزگار قلب مصنوعي
 او مي ستايد صبح را
 در قعر شب با لهجه ي خورشيد
در قرن بي ايمان
او مي ستايد كلبه هاي ساده ي ده را
 در روزگار آهن وسيمان
او مي ستايد لاله عباسي و
 شبدر را شقايق را
با گونه شان پر شرم
در ازدحام كاغذين گل هاي بي شرمي
كه مي ميرند
 اگر ابري ببارد نرم
اينجا چنين بيگانه اي
 آواز مي خواند
 گاهي
 خاموش مي ماند
و باز مي خواند
 و باز مي خواند
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

flock

Rose 'Blue Girl'
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بوسه باران

غير از اين داغ كه در سينه سوزان دارم
 چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم ؟
 اين همه خاطر آشفته و مجموعه ي رنج
يادگاري ست كزان زلف پريشان دارم
به هواداريت اي پاك نسيم سحري
شور و آشفتگي گرد بيابان دارم
مگذر اي خاطره ي او ز كنارم مگذر
 موج بي ساحل اشكم سر طوفان دارم
خار خشكم مزن اي برق به جانم آتش
 كه هنوز آرزوي بوسه ي باران دارم
 غنچه آسا نشوم خيره به خورشيد سحر
من كه با عطر غمت سر به گريبان دارم
 شمع سوزانم و روشن بود از آغازم
 كه من سوخته سامان چه به پايان دارم

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

2flower

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

مگذر از من

مگذر از من اي كه در راه تو از هستي گذشتم
با خيال چشم مستت از مي و مستي گذشتم
 دامن گلچين پر از گل بود از باغ حضورت
من چو باد صبح از آنجا با تهي دستي گذشتم
من از آن پيمان كه با چشم تو بستم سال پيشين
گر تو عهد دوستي با ديگري بستي گذشتم
چون عقابي مي زنم پر در شكوه بامدادان
من كه با شهبال همت زين همه پستي گذشتم
 پاكبازي همچو من در زندگي هرگز نبيني
مگذر از من اي كه در راه تو از هستي گذشتم

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

flower,

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

با واژه هايم راحتم بگذار و بگذر

مثل تو بودن با تو بودن كار من نيست
عاشق شدن در خود غنودن كار من نيست

اي كاش با غير از تو من دلداده بودم
دل بردن از تو، دل ربودن كار من نيست

مي بينمت اما غبارِ ترسِ چشمت
با اشك از چشمم زدودن كار من نيست

كار نگا هت بود، كار چشمهايت
با عشق بودن يا نبودن كار من نيست

با چشمهاي خود مرا آواره كردي!
عاشق شدن عاشق نمودن كار من نيست

هرگز فراموشت نخواهم كرد زيبا
حالا كه ديگر بي تو سودن كار من نيست

با واژه هايم راحتم بگذار و بُگذر
شاعر شدن از تو سرودن كار من نيست

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

narcissus

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تو را اين تازه‌گي‌ها هر شب و هر روز مي‌جويم

تو را در خويش مي‌جويم ودر بيگانه مي‌يابم
چرا اينقدر من خود را ز تو بيگانه مي‌يابم

تمام كوچه را گشتم سراغ ردِ پاي تو
ولي من كفشهايت را درون خانه مي‌يابم

كجا پا مي‌گذارم نيستي ـ انگار هم هستي ـ
نمي دانم چه تعبيري است اين افسانه مي‌يابم؟

تو ديشب خواب من بودي و مويت شانه مي‌كردم
سحر يك تار گيسويت كنار شانه مي‌يابم

تو را اين تا ز‌گي‌ها هر شب و هر روز مي‌جويم
تو را از شمع مي‌جويم وبا پروانه مي‌يابم

نشانت از تمام شهر مي‌گيرم و مي‌آيم
چه تفسيري است شهرِ عشق را ويرانه مي‌يابم

دل من سالها دنبال صياد نگاهت بود
گناهم چيست وقتي دام را بي دانه مي‌يابم
?
تو را آنقدرها جستم كه خود را نيز گم كردم
و اكنون آشكارا خويش را ديوانه مي‌يابم.

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

شقایق (1)

Iceland Poppy
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

حرفهاي رفتنت اينقدر پنهاني نبود !

بي نگاهِ عشق مجنون نيز ليلايي نداشت
بي مقدس مريمي دنيا مسيحايي نداشت

بي تو اي شوق غزل‌آلوده‌يِ شبهاي من
لحظه‌اي حتي دلم با من هم‌آوايي نداشت

آنقدر خوبي كه در چشمان تو گم مي‌شوم
كاش چشمان تو هم اينقدر زيبايي نداشت!

اين منم پنهانترين افسانه‌يِ شبهاي تو
آنكه در مهتاب باران شوقِ پيدايي نداشت

در گريز از خلوت شبهايِ بي‌پايان خود
بي تو اما خوابِ چشمم هيچ لالايي نداشت

خواستم تا حرف خود را با غزل معنا كنم
زير بارانِ نگاهت شعر معنايي نداشت

پشت درياها اگر هم بود شهري هاله بود
قايقي مي‌ساختم آنجا كه دريايي نداشت

پشت پا مي‌زد ولي هرگز نپرسيدم چرا
در پس ناكاميم تقدير جاپايي نداشت

شعرهايم مي‌نوشتم دستهايم خسته بود
در شب باراني‌ات يك قطره خوانايي نداشت

ماه شب هم خويش مي‌آراست با تصويرِ ابر
صورت مهتابي‌ات هرگز خودآرايي نداشت

حرفهاي رفتنت اينقدر پنهاني نبود
يا اگر هم بود ، حرفي از نمي آيي نداشت

عشق اگر ديروز روز از روز‌گارم محو بود
در پسِ امروز‌ها ديروز، فردايي نداشت

بي تواما صورت اين عشق زيبايي نداشت
چشمهايت بس كه زيبا بود زيبايي نداشت

 

نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

شقایق

RED_POPPY_2
نویسنده: احمدرضا ׀ تاریخ: ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to sahilgherib.Blogfa.com / Theme by:

Bahar-20

كد پرواز پرندگان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس